ماه رمضان شروع شده و من روزهام. شنبه با خانواده رفته بودیم مشهد. آنجا هم رفتیم به نمایشگاه خودرو و سینما هم فیلم همیشه پای یک زن در میان است. طرقبه و شاندیز هم جای شما خالی بود. خانه عمهام هم رفتیم که خیلی وقت بود نرفته بودیم.
الان هم که ظهر است و من هم از همین حالا ضعف کردهام.(یک روزه گرفتهام ، چه منتی سر خدا میگذارم.!) به هر حال منتظر اول مهر و شروع کلاسهای دانشگاه و کلاسهای مدرسه هستم.خیلی دلم برای دوستهام تنگ شده. دیشب مسعود بهم تلفن کرد و گفت که اول مهر میآید مشهد .خیلی خوشحال شدم. (قبلا گفته بود همان اهواز میآید.)
دلم نمیخواست این نوشته را سینمایی کنم ، ولی دیروز سینما اقتباس فیلم تله مرگ (Deathtrap) مال سیدنی لومت را گذاشت با بازی مایکل کین و کریستوفر ریو. یک جورهایی معجونی بود از طناب هیچکاک و فیلمهای هارور براساس رمانهای استیون کینگ مثل درخشش و کری و اینها و البته که توئیست اندینگ هم بود.عکسهایم از نمایشگاه خودرو مشهد را هم بعدا میگذارم اینجا.
مربوط به موضوع های: روزنگار, فیلم-دیدهها | بر چسب ها: مشهد, نمایشگاه

متن خودمونی، ساده، محرمانه، صادقانه و قشنگی بود. روزای اول خیلی سخته ولی قشنگ ترین روزا همیناست. وقتی عادی می شه و راحت می شه روزه گرفت دیگه این مزه رو نداره.